تعجب نکنید با مسئول جدیدم (دکتر گوگور ) بودم خُب، خیلی ماهه
خیلی گوگوره ! واقعا جنتلمنگه، آخه میدونید چیه انقدر رییس قبلیم ...... بود. همش میگفتم یعنی میشه منم یه روز یه رییس گل داشته باشم که اون منو یا من اونو خیط نکنیم. با هم با محبت حرف بزنیم و احترام بگذاریم.یعنی میشه وقتی میاد تو اتاقم خوشحال بشم از دیدنش و بهم انرژی بده.
باورتون میشه تو اون خراب شده سابق خیلی خوب کار میکردم( کلا گاهی اوقات منو پاریکال صدا میکنن . نه که هویجور خودمو واسه اداره خفه میکنم. ) یکبار تو بگو یکبار رییسم به من نگفت مرسی خانم دکتر که انقدر داری خودتو خفه میکنی.
موقع اضافه کار و ماموریت هم که به زیردستام ۲ برابر من ماموریت و اضافه کار میداد و ...![]()
اما رییس گل اینجام با اینکه از لحاظ علمی فوق العاده بالاس و معاون دانشگاه هم هست انخده گله که اصن من یه چی میگم شوما یه چی میشنفی!!!![]()
هر کاری که میکنم میاد کلی تشکر میکنه که چقدر خوبه و برای اولین بار بینظیره و مرسی چقدر خوب شده و .............
منم که دچار کمبود مفرط محبت از ناحیه رییسم یه لبخند ژوکوند میزنم و ۲ برابر روز قبل کار میکنم . نمی دونید چه حس خوبیه ( گوش شیطون کر ) ولی همکارایی که باهاشون کار میکنم بعضیاشون تو مایه های دکتر مخملن..........
تورو خدا اگه فردا پاچه دکتر گوگور تو دهنم بود یا پاچه من تو دهن دکتر تعجب نکنید چشمه دیگه پیش میاد ..........
چند روز پیش باید یه کاری میکرد فرستادمش بره بخش انکولوژی. تو این فاصله کارایی که روتین انجام میداد رو من شروع کردم انجام دادن که از زمان عقب نمونیم .
وقتی برگشت گفت خانم دکتر فلان چی رو نیاوردی٫. منم که کفرم در اومده بود با لحن صد درصد تمسخر بار گفتم شما به بزرگواریتون ببخشید آقای ز اگه من یه خورده تو کارام کوتاهی می کنم .![]()
فک میکنین چی گفت. در نهایت پررویی برگشت گفت خانم دکتر شما طوری برخورد میکنید انگار من رییسم ![]()
![]()
من برای اولین بار در زندگیم سکوت اختیار کردم![]()
![]()
![]()
![]()
و بامزه تر اینکه آقای ز در واحد ما خدمه است و لا غیر.![]()
چند روز پیش هم معاون دانشگاه که مسئول بخش ماست با همکارش اومده بود چند ساعتی تو اتاق بود منم خوب معرف حضور هستم که چخده کدبانوام . به همین آقای ز معروف گفتم برو صبحونه بیار براشون. اونم رفت حلوا شکری براشون اورد. این معاون جان ما هم گفت پنیر دارین.
آقای ز هم گفت داریم خوبش هم داریم ولی به شما نمیدیم برا بچه های بخشه .
معاون جان هم فک کنم برای اولین بار در زندگیش سکوت اختیار کرد ![]()
![]()
![]()
![]()
وقتی نطق آتشینش تموم شد من تو اتاق بغل بودم گفتم دکتر چیزی خواست؟
آقای ز : نه خیلی مهم نبود![]()
گفتم: چی می گفتین؟! ![]()
ماجرا رو تعریف کرد و من چهار زانو نشستم و صورتمو چنگ میزدم و آهنگ هی هی هی بزی رو بردن رو میخوندم. واسه یه ربع هم رفتم تو کما بعد خودم خودمو احیا کردم .![]()
![]()
گاهی اوقات فک میکنم آقای ز رو از تو کدوم لب لبی در اوردن و به بخش من تحویل دادن![]()
مثلا امروز بعد از ظهر یه آقای دور از جون شما گاو اونم اصیل( اند بی کلاس) ![]()
![]()
![]()
اومد داروخونه و نسخه اورد .یک قلم شربت فنی توئین بود گفتم ۱۶۵۰.
گفت قیمت خود شربت چنده؟ گفتم ۸۰۰ گفت پس چرا گفتی ۱۶۵۰![]()
![]()
![]()
![]()
منم گفتم حق فنیه ![]()
![]()
برگشت گفت کی گفته بگیری؟ ![]()
![]()
![]()
![]()
منم خیلی محکم گفتم وزیر بهداشت![]()
برگشت گفت گوه خورد ![]()
منم گفنم آقا شما که انقده فرهنگ نداری که به یه خانم چی بگی، من برات واقعا متاسفم
گفت نه خانم من منظورم شما نبودی وزیر بهداشت بود
خواستم شما بهش بگی![]()
منم نچ نچ کنان گفتم آقا من بیکار نیستم برای حرفای شما وقت بذارم . اونجایی که باید حرف بزنی لال میشین و جلوی ما داد و بیداد میکنین......
واقعا برای مردم ایران متاسف میشم که برای بند و ابرو حداقل ۶ -۷ تومن میدن ولی به داروخونه میرسن واسه ۵ تا تک تومنی سه تا معلق میزنن
کلا بد زمونه ای شده خواهر ![]()
![]()
یه مشکل دیگه داروخونه اینه که تو اوج حس نوشتن دستورات نسخه مریض میاد میگه آب مقطر بده (سرش رو هم باید از اون سولاخه بیاره تو)
آی من کفری میشم
آی من سگ میشم
میگم آقا داری میبینی دارم نسخه این جنابو میدم با این کار شما ممکنه اشتباهی تو نسخه ایشون پیش بیاد چند لحظه صبر کنید
مریضه هم عصاره کنستانتره پررو هست میگه آژانس دم دره
منم که خوب معرف حضور هستم میگم چه جالب آژانس ایشون هم دم در منتظره و یه چشم وابرو میام
شاید با این کار مردم البته بعضی از مردم بی فرهنگ ما به یه شعور ناچیز داروخونه رفتن برسن
آمین یا رب العالمین
باور نکردنیه!!!!! خداحافظی يكي دیگر از اسطورههاي موسيقي ايران.اينبار داغدار فرامرز پايور شدهايم . سنتور ایران را چه شده.
فرامرز پایور هم رفت، وای برمن ،موسیقی ايران را چه شده، سنتور ایرانی یتیم شد. بعد از پرويز مشكاتيان، فرامرز پایور هنرمند شایسته موسیقی ایران رخت بر بست و رفت.
فرامرز پایور رو با این آهنگ شجریان و سراج شناختم و امروز بیتاب از دست دادن او این آهنگ رو با بغض گوش میکنم :
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راهنمایی
همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
تو رحیمی تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی
تو نماینده فضلی تو سزاوار ثنایی
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
نتوان شبه تو جستن که تو در وهم نیایی
لب و دندان سنایی همه توحید تو گردد
مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی
دلتنگم ......
قبول دارین بعضی از آهنگها خیلی بیشتر از یه آهنگن و خیلی خیلی موندگارن و خیلی خاطره ها لابلاشون دارن.... آهنگهایی که وقتی گوش میدادیشون داشتی به یکی فکر میکردی و یا شایدم داشتی با یکی به اون آهنگ فک میکردی
و شایدم آهنگهایی که بعضی ها بهش علاقه داشتن که تو به اون بعضی ها علاقه داشتی ![]()
و یا آهنگهایی که در مواقع خاطره ساز گوششون میدادی....
هممون یه سلکشن از این آهنگها داریم.
میدونین چیه اصلن به نظر من آهنگها سه حالت دارن یا ۱ نفرن یعنی تنهاییات باهاشون گذشته...گریه ها و ....... مث آهنگ Baadima - Bielka برای من.
بعض آهنگها هم دو نفرن یعنی با یکی این آهنگها رو گوش دادی که برات خاطره سازه مث آهنگ نشود فاش کسی آنچه میان من و توست برای من
.
بعضی آهنگها هم چند نفرن یعنی که چندین نفر با این آهنگ در یه زمان خاطره دارن مث آهنگ قدغن که اکیپمون با این آهنگ خاطره داره مخصوصا جایی که میگفتیم عطر خوش زن قدغن.
امروز که دلم گرفته بود رفتم سراغ این آهنگها و علت جاودانیگشون برام.
واسه همشون یه علت داشتم. فک کردم شاید شما هم با این آهنگها یاد یکی یا یه چی بیوفتین، دلم نیومد نذارمش اینجا.
آهنگهام اینه:
Baadima - Bielka و آهنگ همنفس مهران مدیری که با این آهنگا میرم اون دور دورا بهم ولی آرامش میده.
آهنگ دریا و واست میمیرم گروه سون مخصوصا وقتی کنار ساحل نور اینا رو گوش میدی و .....
ALWAYS از بنجوی و Mettalica-The Unforgiven که منو یاد آیدا دوست گل دوران خوابگام میندازه.
Antzela Dimitriou – Margarites و callin u که منو میبره به دی ۱۳۸۶و دلتنگیهام.
Arian & Cris De Bourg نوری تازه و جاده پویا و یاد صبحای زود که با این آهنگ تا خراب شده یعنی اداره سابقم میرفتم.
تو هیچ وقت واسه من مث یه شاخه گل نبودی و ببین غرور ما رو چه دور از هم نشونده آرین یاد عروسی مژی و جشن فارغ التحصیلی جردن و میرداماد و ولیعصرگردیها و ..............
وقتی که رفتم تازه تو میفهمی عاشقی چیه - بیژن و زندگی با تو بنیامین و با من بگو از عشق ای آخرین معشوق مجید که آهنگ تک نفرم بود.
باد پاییز سرده و گل یخ کوروش یغمایی و یاد شبهای پاییزیم.
Because I Love You -Stevie B و عاشقی ها و ......
جبر جغرافیایی و لیلای من و ترنج و زلف بر باد مده و بگو بگو و شیرین محسن نامجو و یک دنیا حرفهای ناگفته من ..............
Bella Ciao که منو میبره به شور و شوق خرداد 88 و ضد حال بعدش
عاشق شدم و چشممامو رو هم میذارم بنیامین که منو میبره به سال 1385 و تموم لحظه هاش و حس عشقم به .........
BOAT_ON_THE_RIVER و Bryan Adams - Brothers Under the Sun و Un Break My Heart-tony braxton و دلتنگیها و هق هق های پشت فرمون
Can't Get Enough و NO_FACE_NO_NAME_NO_NUM مدرن تاکینگ و یه حس تازه...
enrique iglesias and whitney houston - could i have this kiss forever و تو با منی حس میکنمت همین جا روبروی خودمم کاوه یغمایی و تصور دو نفره بودن
گل گلدون من و اردوهای دانشگاه
تو ای ساغر هستی و آبان ۷۹
مسافر مارتین و حمیرا و خاطرات خوابگاه
همراه شو محسن نامجو که منو یاد خاتمی میندازه
Unamor هلن و خرداد امسال
Waltz Of The Butterfly که انقده دوستش دارم زنگ موبایلم کردم
دیدمت آهسته پرسیدمت حواندمت بر ره گل افشانمت آمدی بر بام جان پر زدی نوری و دکتر مخمل که هر موقع میومد تو اتاقم داشتم اینو گوش میدادم
شازده خانوم که منو یاد شادی میندازه
کمر باریک من و رقصای دانشجویی
تو بارون که رفتی سیاوش قمیشی و بارونهای پاییزی
سلام عاشقونه و سرسپرده و احساس تنهایی دوباره
Mikis Theodorakis - State of siege و بغض در گلو
ساری گلین علیزاده و آرامش
نانوشته و من از شب شاکیم ای یار رضا یزدانی و اعتراض به .........
SAID I LOVED YOU BUT I LI و Saint Peter's Gate و فقط ........
طلوع من و سرونازم ابی و ....
سرزمین بیکران و تموم اهنگهای همای که منو از تنشهای روحیم فراری میده
خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
سلام بر شما دوستان و ياران هميشه در صحنه امروز ميخوام درد دل كنم ![]()
اي خدا يادتونه گفته بودم يه آقاي خ داشتم تو محيط كار سابقم كلا كاراش هردمبيل بود و من رو دق ميداد الان تو محيط كار جديدم آقاي ز رو دارم كه داداش بزرگه آقاي خ هستش . رسما من رو ....![]()
هر چي ميگم يه چي ميگه و اعتماد به نفس بالايي داره و فقط گند ميزنه و از رو هم نميره و من دارم ..... میشم .
ديروز دستم فلش كارت تافل بود خير سرم داشتم ميخوندم اومد ميگه از كجا خريدي منم ميخوام منم ![]()
اون سري هم دستم هند بوك دارويي بود گفت من ميخوام منم نمی دونم چرا یهویی مهربون شدم گرفتم بهش دادم و الان خودم ندارم ![]()
اي خدا به نظرتون من رو پيشونيم چيزي نوشته يا گوشام احيانا از مقنعه زده بيرون يا اينكه مثلا جنس مخملي گوشام لو رفته ![]()
علي ايحال ملالي نيست جز دوري شما به آقا جان سلام برسانيد
پارسال یه نامه از دانشگاه اومده بود و تاکید کرده بود که یه داروساز امین و متعهد و استخدامی که همیشه در اداره حضور داره ، باید بیاد و داروهای مخدر رو تحویل بگیره. دکتر مخمل اومد اتاقم واسه این موضوع که چی کار کنیم . کلی صحبت کردیم که یهو دکتر نظر تاریخی خودشو ابراز کرد. برگشت و گفت خانم دکتر من داروساز کمرباریک ، موبلوند ، چشم آبی و قد بلند کجا گیر بیارم .خوب من چشام اگزوفتالمی
دیدم دکتر هویجور داره نظرشو در مورد یه خانم جذاب و سکسی میگه . گفتم دکتر تو رو خدا من داره خندم میگیره ادامه ندین .
دکتر مخمل هم خیلی خونسرد برگشت گفت داروساز کجا گیر میاد که واسه ما مدلشم تعیین میکنن
خدا روشکر جلوی دکتر و گرفتم و الا در مورد اون چیزهای دیگه هم میگفت .......
یه بار توی یکی از بازرسیهام یک نسخه پیچ بهم گیر داد و شروع کرد منو تهدید کردن . منم که خوب بازرس ویژه امپراطور بودم پرونده داروخونه رو فرستادم کمیسیون و دادگاه. طرف پارتیش کلفت که چه عرض کنم سوپر کلفت بود و نماینده و فرموندار و .... رو واسطه کرد که ما از خر شیطون بیایم پایین.
دکتر مخمل بعنوان مدیر اومد منو مجاب کنه که کوتاه بیایم و طرف تادیب شده و گفت یه جلسه با موسس داروخونه میذاریم . تو جلسه از موسس پرسید این کیه . از دهن موسس پرید که جوونه و مجرده .
دکتر گیر داد که زن بگیره خوب میشه و هر بار منو میدید میگفت خانم دکتر این ۱ ماه بره ماه عسل حالش خوب میشه ....و هرهر میخندید.![]()
![]()
![]()
من هم طبق معمول![]()
![]()
![]()
آخه تو رو خدا تو ماه عسل جدول حل میکنن .
یه بار بازرسی مشترک داشتیم از واحدهای تابعه با نمایندگان اماکن و تعزیرات . دکتر مخمل و معاون کلانتر هم خودشونو وسط کار به ما رسوندن . دستمون خیلی کثیف شده بود چون داشتیم اجناس قاچاق و تاریخ گذشته و غیر مجاز رو صورتجلسه میکردیم . همکارای دیگه وقتی دکتر و معاونش اومدن عذرخواهی کردن که دستمون کثیفه نمی تونیم دست بدیم . منم جوگیر شدم و گفتم ببخشید دست من هم کثیفه .... ![]()
دیگه هایپر ناترمی شدید بستونه .بای
گاه تلخ است و گهی شیرین
دل ما در پس این تلخی و شیرینی ها
صادق و ساده بماند زیباست
بالاخره داستان انتقالی من به اتمام رسید و من از دیروز کار خودمو تو بیمارستان جدید در شهر محل سکونتم شروع کردم .
روز آخری که تو محل کار سابقم بودم احساس کردم با تموم سختی هایی که تو این ۲ سال و ۳ ماه و ۲۱ روز کشیدم بازم دلم برای این اتاق تنگ میشه. اتاقی که بارها و بارها شاهد گریه هام بود.
وقتی برای اولین بار اومدم تو این اتاق و زدم زیر گریه...
وقتی دلم برای ر تنگ میشد و میزدم زیر گریه........
وقتی ر ازدواج کرد و زدم زیر گریه ......
وقتی دکتر مخمل بیشعور پاس ورزشمو امضا نکرد و گفت لازم نیست بری و زدم زیر گریه .....
وقتی دکتر مخمل بیشعور به من گفت واسه این واحد متاسفه و سرشو تکون داد که یعنی من هیچی هیچی نمی فهمم و من زدم زیر گریه......
وقتی سر نمره ارزشیابیم با دکتر مخمل دعوا افتادم و هر چی خواستیم به هم گفتیم ومن زدم زیر گریه.......
وقتی معاون دکتر مخمل اومد تو اتاقم و برام شروع به متلک انداختن کرد و زدم زیر گریه ......
وقتی پارسال علیرغم دستور ریاست دانشگاه باز دکتر مخمل گفت نمیذاره من برم و زدم زیر گریه ........
وقتی که امسال بعد اون دعوای تاریخی با دکتر مخمل اومدم و زدم زیر گریه ........
حق دارین واقعا فقط یه آدم احمق میتونه واسه همچین اتاقی دلش بگیره و باز هم بزنه زیر گریه.
جالبه اون اوایل کارم یه نیرو داشتم آخر شاسکولی مثلا ازش می پرسیدم آقای خ چند تا قرص آهن داریم. با اعتماد به نفس میگفت ۲۰ هزار تا .
من میگفتم مطمئنی میگفت آره خانم دکتر من دارم میگم .حالا وایسا شایدم ۱۵ هزار تا نه ۱۰ هزار تا نه نه ۵ هزار تا خانم دکتر وایسا برم تو کامپیوتر نگا کنم ....ههههههه ۸۹۷ تا داریم.
یا مثلا می گفتم آقای خ دکتر مخمل میاد امروز میگفت نه خانم دکتر امروز رفته مشهد.
بعد از جلو در اتاق دکتر مخمل رد میشد.
جالبه باز هم از رو نمیرفت و با اعتماد به نفس هر چه تمام تر ادامه میداد.
خلاصه سر شوما رو درد نیارم اون اوایل آبجیتون با این آقای خ زدن تو تیر تپر هم .اونم در حد تیم ملی .به طوری که دکتر مخمل و معاون کلانتر اومدن گفتن چه خبره وما رو از هم جدا کردن .
منم گفت من این نیروی تنبلو نمیخوام .
آقای خ هم میگفت من با خانم دکتر کار نمیکنم . من خدمه میشم ...نگهبان میشم .......ولی با این کار نمیکنم .البته بعدش با هم خوب شدیم .
روز آخر اومد گفت خانوم دکتر خداییش خیلی بیستی من تو رو خیلی دوست دارم و نمیدونم اون اوایل چرا باهات بد برخورد میکردم. منم خوب فک میکنین چیکار کردم . آفرین زدم زیر گریه ......
فک کنم آقای خ فک کرد من عاشقش شده بودم.
جالبه که نه من از مدیر و معاونم خداحافظی کردم نه اونا از من . داشتین علاقه رو .
میخوام تو پستای بعدی از خاطراتم تو اداره سابقم بگم بعضیاشون واقعا خنده داره
فعلا بای میخوام برم شام بخورم..........
این روزا این آهنگه محسن نامجو شده تموم زندگیم .
واقعا لذت میبرم ببینید:
اینکه زاده آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی
اینکه صبحونت شده سیگار و چایی رو میگن جبر جغرافیایی
اینکه لنگ در هوایی و میگن جبر جغرافیایی
..................................
خداییش این دیگه کولاکه