روزهای
هفته هر کدام شکل و رنگ و بوی خودشان را دارند.
شنبه بدترکیب و تلخ و
موذی است و شبیه به دختر ترشیده توبا خانم است: دراز ، لاغر ، با چشم
های ریز بدجنس.
یک شنبه ساده و خر است و برای خودش الکی آن وسط می چرخد.
دوشنبه شکل آقای حشمت الممالک است: متین، موقر، با کت و شلوار خاکستری و
عصا.
سه شنبه خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است.
چهارشنبه خل است. چاق و چله و بگو بخند است. بوی عدس پلوی خوشمزه ی حسن
آقا را می دهد.
پنجشنبه بهشت است.
و
جمعه دو قسمت دارد: صبح تا ظهرش زنده و
پر جنب و جوش است. مثل پدر، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی. رو به
غروب، سنگین و دلگیر می شود، پر از دلهره های پراکنده و غصه های بی دلیل و
یک جور احساس گناه و دل درد از پرخوری ظهر ...
خاطره های پراکنده - گلی ترقی
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 23:36 توسط
|
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود به ابرها که فکرهای طویلم بودند
سلامی دوباره خواهم داد
می آیم می آیم می آیم و آستانه پر از عشق می شود و من در آستانه به آنها که دوست می دارند و دختری که هنوز آنجا در آستانه پرعشق ایستاده سلامی دوباره خواهم داد